چهارشنبه ۱۵ ژوئیهٔ ۲۰۰۹

آهای جوون....داریوش

به امید روزی که همه با هم دست در دست هم زن و مرد،پسر و دختر،پیر و جوون یکصدا با هم
سرود ای ایران بخونیم و این رژیم منحوس و ضد بشری گورش رو از سرزمین آریایی ما گم کنه

چهارشنبه ۲۴ ژوئن ۲۰۰۹

خیزش سراسری مردم و بحران هژمونی در هیئت حاکمه!

سرانجام فشارده هاساله اقتصادی- سیاسی برجامعه ، خشم توده های را بر علیه رژیم جمهوری اسلامی ایران برانگیخته است.انتخابات ۲۲ خرداد ماه محملی شد تا مردم برعلیه رژیمی بپاخیزند که سی سال پیش برپایه زدوبندهای بین المللی و باتکیه بر سنت های ارتجاعی جهان تشیع ابداع گردید. از آنجا که این رژیم سنگ بنای حکومت خودرابر تعمیق باورهای دینی و گسترش خرافات قرارداد، لذا آن دسته از افراد جامعه جذب این حکومت شدند که آشکارا هرگونه پیشرفتی را در چارچوب افکار و عقاید «سیدالانبیا» جستجومی کردند. از هنگامیکه خمینی خودرا بعنوان «امام » و« نماینده خدا بر روی زمین» معرفی کرد، پیشرفت علم و دانش ، دمکراسی و آزادی سیر قهقرا پیمود. این حقیقت که آیا تمام سخنان سخیف خمینی با گفته های «سیدالمرسلین» مطابقت دارد یانه موضوع بحث ما نمی باشد، مسئله در اینجاست که تمام جور وستمی که بر جامعه وارد شد درچارچوب اکتشافات دین صورت گرفته است.

هنگامیکه شالوده رژیم جمهوری اسلامی ایران بر ویرانه های رژیم شاهنشاهی بناگردید، عده ای مرتجع، درحالیکه برگشت به جامعه کهن را مد نظر داشتند، خودرا نمایندگان مردمی معرفی کردند که رؤیای جامعه نوینی را در سر می پروراندند. تو گویی خمینی در نقش شعبده بازی به میدان آمده بود که با دستیاری خامنه ای ، بهشتی ، رفنسجانی و دیگران بنا داشت سرمایه داری تجاری را بجای صنعتی و ارتجاع را بجای پیشرفت و ترقی خواهی معرفی و همسنگ جلوه دهد.

پدیده ضدانقلاب جمهوری اسلامی ایران با مخفی ساختن خویش در پشت وعده و عیدهای پر طمطراق توانست برای مدت کوتاهی برای بخشی از جامعه یکسری بدفهمی و سوء تفاهم ایجادکند. رهبران جمهوری اسلامی ایران تا مدت مدیدی شعارهای آزادیخواهی و تساوی طلبی سردادند، اما دیری نپائید که ماهیت «ترقی خواهی» رژیم برای توده های مردم برملاشد.

اکنون مردم ایران باپشت سر گذاشتن دوره طاقت فرسای سی ساله بپا خاسته اند، بحران هژمونی در میان هیئت حاکمه به اوج تازه ای رسیده است.باوجودیکه تمام صحنه آرایی نمایش دینداری خمینی توسط خامنه ای ، رفسنجانی ، میرحسین موسوی و سایر شرکاء انجام شد، اما اکنون هرسه چهره قدرت فائقه سرمایه داری بوروکراتیک بجان هم افتاده اند. این جماعت که از آغاز حکومت اسلامی تا کنون خودرا مالک مال و منال مردم وتمامی ثروت ملی ایران دانسته اند، اکنون شریک جدیدی پیدا کرده اند. از آنجاکه در رژیم جمهوری اسلامی ایران قدرت دراختیار سرمایه داران بزرگ ، نهادهای ایدئولوژیک و مجریان خشونت است ، لذا پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی، درکنار سرمایه داران بازار قدرت نوظهوردیگری بنام سپاه پاسداران ایران پدیدآمده است. این قدرت جدیدهمان نهادهای ایدئولوژیک و مجریان خشونت می باشند.اگرچه شریک جدید درمقایسه با رفسنجانی از لحاظ سرمایه ضعیف تر است اما درعوض تجربه عملی خشونت و اندوخته قساوت و بیرحمی اش از رفسنجانی و شرکاء بیشتر است. درچنین شرایطی است که رفسنجانی ، میرحسین موسوی ، خاتمی و دیگران حاضر نیستند سود حاصله از سی سال دینداری و سروری قریش مأبانه خودرا با افرادی نظیر احمدی نژاد که نقش غلام حبشی را عهده دارشده است تقسیم کنند. تضاد عمیق برسر غارت و چپاول ثروت ملی ایران موجب شده است که اکنون یک شارلاتان بی فرهنگی مثل احمدی نژاد خودرا «پرهیزکار» معرفی کندو خامنه ای که شم تجاری اش درمحدوده مالکیت چند دانشگاه خصوصی و شرکت های متعلق به سپاه پاسداران خلاصه شده ، جانب احمدی نژاد را بگیرد تابه زورسرنیزه سیادت خودرا برشرکاء تحمیل کند.

اعتراضات مردمی و سرکوب ماموران سرکوبگر رژیم ولایت فقیه

درچنین وضعیتی روز بروز برشرایط بداقتصادی و نابسامانیهای اجتماعی افزوده می شود. برای مردم چاره ای نمانده جز اینکه بطور کلی از شر این حکومت ارتجاعی رهایی یابند. این کار میسر نیست مگر به بهای حضور میلیونی مردم در خیابانها و از دست دادن عزیزانی که هر روز توسط سپاه پاسداران و لباس شخصی ها در خون خود می غلطند.

هم اکنون جناح خامنه ای و رهبران سپاه پاسداران می کوشند بهانه ای پیدا کنند تا با قتل عام دستجمعی تظاهر کنندگان به خیال خود مردم را سرخورده و خانه نشین کنند. طی روزهای گذشته بیش از ۳۲ نفر از مبارزین در خیابانهای تهران وشهرستانها توسط پاسداران و لباس شخصی ها به قتل رسیده اند، علی رغم این خشونتها، اراده مردم برای احقاق حقوق خویش استوار تر شده است. مردم با هوشیاری قابل تحسینی ازدادن هرگونه بهانه به دست نیروهای سرکوبگر خودداری می کنند. این تیزبینی مردم درشرایطی بکار گرفته شده است که جناح خامنه ای مردم بی دفاع را نشانه گرفته و سعی می کند آنهارا به مسیرانتقام جویی ویا مقابله به مثل سوق دهدتا هرچه زودتر ماشین سرکوب خودرادرخیابانها علیه مردم بکار اندازد.

جناح خامنه ای - احمدی نژاد می کوشد به بهانه عقب نشینی و شمارش جدید تعدادی از صندوقها، درنهایت با دادن امتیازاتی به میرحسین موسوی و رفسنجانی اقتدار خودرا حفظ کند. بطور قطع پیش کشیدن شمارش چند صندوق فقط به قصدسرگرم کردن و فریب مردم است و درحالیکه میلیونها مردم در صحنه هستند هیچکس را یارای چنین سازشی نخواهد بود. هم اکنون روز بروز بر تعداد مبارزین و تظاهر کنندگان افزوده می شود و هدف آنها در این مرحله جلوگیری از استقرار دوباره حکومت احمدی نژاد است. شعارهای تظاهرکنندگان و ترکیب شرکت کنندگان در تظاهرات روزانه خیابانی نشان می دهد که توده های میلیونی طرفدار این یا آن کاندیدا نمی باشند. مردم با کل نظام مخالفندو باهدف به زیر کشیدن مافیای اقتصادی و جلوگیری از ادامه دیکتاتوری به خیابانها آمده اند. ازاینرو درشرایط کنونی امر وحدت و یکپارچگی در برابر سرکوبگران رژیم از اهمیت خاصی برخورداراست . مردم ایران برای آزادی و دمکراسی قیام کرده اند وبرای تحقق این هدف مبارزه می کنند. برای رسیدن به هدف بایستی مراحل مختلف مبارزاتی و تاکتیکهای ویژه ای را بکار گرفت. درقدم اول بایستی مطالباتی را که خواست عموم مردم ایران است در اولویت قرار داد. بنا براین درحال حاضر با دوراندیشی بایستی به تظاهرات روزانه ادامه داد و تاهنگامیکه انتخابات ۲۲ خرداد را بطورکلی ابطال نکرده اند از پا ننشینیم. مرحله بعدی برگزاری انتخاباتی آزاد، بدون دخالت شورای نگهبان درمعرفی و گماردن چند عنصر مورد نظر سران رژیم است، علاوه براین انتخابات بایستی با مشارکت و کنترل و نظارت سازمان ملل و شخصیتهای سیاسی بین المللی صورت گیرد.بطوریقین درچنین انتخاباتی مردم آزادانه نمایندگان مورد نظر خودرا انتخاب می کنند و راه برای مراحل بعدی مبارزه تا ساقط کردن کل نظام ضدمردمی جمهوری اسلامی ایران هموار تر خواهدشد.

نفتگران مبارز

روزهای قیام ۱۳۵۷ را بخاطر بیاورید، رژیمی که اکنون به مردم ایران حکومت می کند بمراتب از رژیم گذشته بدتر وخشن تراست. بنابراین وقت آن است که به میدان بیائید. به تشخیص وبا اراده خودتان شیر درآمد رژیم را ببندید . شما می توانید با این عمل انقلابی نقش ارزنده ای به عهده بگیرید و در این شرایط دشوار به یاری سایر هموطنان بشتابید. باردیگر ثابت کنید که: اگر طبقه کارگر اراده کند می تواند نقش مهمی در سرنوشت مردم و آینده ایران ایفاء نماید.

سازمان چریکهای فدایی خلق ایران

۲۹ خرداد ۱۳۸۸-۱۹ژوئن ۲۰۰۹

--------------------------------------------------------

A.C.P- Postfach 12 02 06-60115 Frankfurt am Main-Germany

Fax: 00-49-221-170 490 21

Web Site: http://www.iranian-fedaii

E-Mail: organisation@iranian-fedaii.de

منبع مطلب :مقالات سیاسی

برچسبها:

مردم ایران دیگر بار در برابر پرسش همیشگی قرار گرفتند، که آیا رای بدهند یا نه؟

پرسش اصلی، با رخداد های اخیر و فوران مطالبات مردم دیگر این نیست که باید رای داد یا خیر. پرسش اصلی این است که چگونه پس از انتخابات میتوان به مطالبات مطرح شده رسید. تجربه سال های گذشته نشان میدهند که هیچ کدام از نامزد های رئیس جمهوری به دلیل تنگنا ها و بن بست های ساختاری نظام جمهوری اسلامی توانایی جامه عمل پوشاندن به خواسته های مردم را ندارند.

مناظره های تلویزیونی اخیر فرصت بی بدیلی به مردم داد تا نگاهی هر چند گذرا به آنچه در پشت پرده های حکومت میگذرد بیندازند.افشای فساد های مالی بلند پایگان رژیم، افشای شرکت آنان در قتل ها، اعدام ها، تبعیدها، انقلاب فرهنگی و ده ها مورد دیگر که در داد گاهی صالح نیاز به بررسی دارند، به مردم شوکی وارد کرد و پرده هایی را درید، که پیش بینی پیامد های آن در حال حاظر بسیار مشکل مینماید.

او در من و من درو فتاده خلق از پی ما دوان و خندان

انگشت تعجب جهانی از گفت و شنید ها بدندان

کاربدستان حکومت باید خود را آماده به پاسخ گویی به مردم کنند، چه احمدی نژاد بماند، چه موسوی بیاید.

حکومت که تلاش میکرد با فروکاستن انتظار مردم در رقابت انتخاباتی به شخصیت کاندیداها و این که کدامشان کمتر دزدیده اند، انتخابات را در چارچوب کنترل شده ای نگاه دارد، ناگهان خود را در میان دریای پر آشوبی میبیند که کشتی نیم شکسته اش تاب مقاومت آن را در بلند مدت نخواهد آورد.

احمدی نژاد با تکیه به چندین ملیون رای که برای خود مطمئن میداند تلاش کرد طی مناظره هایش، مردم عادی کوچه و بازار را نیز به سوی خود براند.تاکتیکی که با شکست مفتضهانه ای روبرو شد. زیرا که هر چه مردم عادی که تا کنون نسبت به نمایش انتخابات بی تفاوت بودند، بیشتر به میدان کشانده شوند، بخت احمدی نژاد کمتر خواهد شد.

پرده دری های احمدی نژاد اما، از خود اثر ماندگاری به جا خواهند گذاشت.

نظام در هر صورت نزد بسیاری از مردم مشروعیت خود را از دست داده است. کار به جایی رسیده که اگر کسی دزد و یا قاتل و دروغ گو نباشد (یا اینکه کمتر دزد و قاتل و دروغ گو باشد) فردی موجه جلوه میکند.

آشکار است که هیچ کدام از نامزد ها، نه توان تغیر ساختار های نظام ولایت فقیه را دارند و نه اصولاخواستار آن هستند. به این ترتیب یکی از مهم ترین و بنیادی ترین خواسته های جنبش مدنی و آزادی خواهی ملت ایران که محدود کردن اختیارت رهبر مادام العمر و پاسخ گو نبودن او به ملت است، که چیزی به غیر از تداوم نظام سلطنت زیر نام دیگری نیست، بدون پاسخ میماند.

تنها زمانی میتوان از گردونه ی انتخاب میان بد و بدتر رهایی یافت، که میزان مطالبات و خواسته های مردمی از نامزد ها و از دولت آینده، پس از پایان انتخابات نیز، با شتاب و با فشار روز افزون پی گیری شود. با رفتن به خانه ها پس از انتخابات، باز هم چهار سال دیگر همین جایی خواهیم بود که اکنون هستیم. مهم نیست که موسوی انتخاب شود یا کس دیگر، چرا که موسوی نیز از همان آغاز سر سپردگی خود را به نظام و ولایت فقیه در شیپور دمید. مهم این است که فوران خواسته ها ی ملت به گونه ای متمرکز به سوی دست یابی به آزادی و عدالت و حکومت قانون هدایت شوند.

با گسترش وهمگرایی نیروهای مردمی که خواسته های کم و بیش مشترکی دارند میتوان به حکومت، مطالبات خود را تحمیل کرد، همانگونه که نامزد ها مجبور شدند برخی از خواسته های نیروهای آزادی و برابری خواه را دربر نامه های انتخاباتی خود بگنجانند.

ملت ایران حضور خود در خیابان ها را اعتراض به نظام میداند. حال اگر حکومت آن را به حساب آفریدن حماسه ای دیگر در تایید خود میداند حرف دیگری است. شعار ها از تهدید احمدی نژاد و خامنه ای در صورت تقلب در شمارش آرا تا آزادی زندانیان سیاسی را در بر میگیرد.

دو روز دیگر رئیس جمهور ایران برای 4 سال آینده مشخص خواهد شد. کار همبستگی ها و همگرایی ها اما از فردای آن تازه آغاز خواهد شد.

رضا عزیزی نژاد

21 خرداد 1388 خورشیدی

منبع مطلب: مقالات سیاسی

برچسبها:

داستان انتخابات و دوباره مراسم خمیه شب بازی دلفکها!

با درود به همه شما یاران

آره دوستان!خیلی وقته مطلبی ننوشتم و حرفی نزدم اما به همه کامنتها جواب دادم و هر روز حتی برای چند لحظه هم که شده سری به این سنگر قدیمی زدم و جویای احوال دوستان بودم.توی این مدت مشکلاتی گریبانم رو گرفت و هنوزم ول نکرده که هر کسی جای من بود به خدا بریده بود.همه مشکلات یک طرف و اینکه پاره تنت و بود و نبودت هم نفساش به شمارش بیفته از طرف دیگه مجالی برام باقی نگذاشته بود تا بیام و مطلبی بنویسم و ذوب شدگان در ولایت و جمیع صیغه زادگان به خیالشون که امیرخان ضد آخوند هم رفت کلی خوشحال شدند و حال بیخود کردند که زهی خیال باطل که امیرخان تا جان در بدن داره هرگز از صحنه مبارزه به در نمیشه!

داستان انتصابات!( شما بخوانید انتخابات)در جمهوری آخوندی اسلامی


دوباره سردمداران حکومت دستاربندان دارن به این در و اون در میزنن تا دوباره یه جوری سر این مردم ساده و فلک زده رو شیره بمالند و اونها رو به پای صندوق های رای بکشونند و دوباره چهارسال بدبختی و آوارگی رو تمدید کنند و به چپاول خودشون ادامه بدند.نیمه های شبه و من هم خسته ام!قول میدم که با چند تا مطلب خوب و دست اول توی این هفته آپ کنم.فقط خواستم اینو یادتون بندازم که حرفای دروغ و فریباکارانه احمدی نژاد رو یادتون هست قبل از انتخابش؟یادتون هست درباره جوونا و مدل مو و لباس چه حرفایی میزد؟درباره پول نفت و درباره قشر کم درآمد و یارانه و خیلی از چیزا؟به کدومش عمل کرد؟چقدر از مشکلاتتون حل شد؟چقدر تورم کمتر شد؟چقدر زندگی و جامعه بهتر شد؟فاصله طبقاتی و اقشار چقدر کمتر شد؟اگه یادتون هست پس این بار دیگه گول نخورید.دوستان من یاران ایران زمین سگ زرد برادر شغاله اینو همیشه به خاطر بسپارید!موسوی و احمدی نژاد و کروبی و رضایی و این و اون نداره!!هر کسی که توی این نظام در رده های بالا داره کار میکنه و توسط رهبر و اون مجلس پیرپاتالهای خبرگان تاییدش میکنن از ایناست و برای اینا کار میکنه و نه برای من و توی ایرانی!من نمیگم رای بده یا رای نده!اصلا در جایگاهی نیستم که چنین حرفی رو بزنم اما همیشه گفتم بازم میگم اگه بالای دار هم ببرنم میگم.این آخوندکهای دستاربند دروغ میگن!ایرانی نیستن!دلشون برای من و توی ایرانی نمیسوزه! و باید دست به دست هم این عربزادگان رو از وطنمون بیرون کنیم!دین هر کسی توی دلشه و ربطی به حکومت نداره.دموکراسی و سکولار بودن دوای درد این وطن بیمار ماست.پس یاران منشینید خموش......

برچسبها:

دوشنبه ۳ نوامبر ۲۰۰۸

تبار و اصل و نسب سید روح الله الموسوی الخمینی


با درود به همه هموطنان آریایی و درود بر روح پرفتوح شنشاهان ایران زمین

امروز بر آن شدم تا درباره روح الله خمینی از تولد تا مرگ مطلبی بنویسم و براساس مستندات تاریخی و خاطرات برادر تنی ایشان آیت الله پسندیده پی به اصل و نسب و تبار کسی ببریم که باعث انقراض حکومت پادشاهی در ایران بعد از ۲۵۰۰ سال و مسبب به وجود آمدن این چنین روزگار سیاهی برای ایرانیان شد.
این نوشتار براساس مستندات و منابع موثق درج و آدرس هر مرجع لینک شده است

زندگی:
نام پدرش سید مصطفی موسوی و نام مادرش هاجر احمدی بود. وی در پنج ماهگی پدر خود را از دست داد و تحت سرپرستی مادر و عمه‌اش پرورش یافت.گرچه سال تولد وی طبق شناسنامه سال ۱۲۷۹ است، اما خود تصریح کرده‌است، که تاریخ صحیح آن ۳۰ شهریور ماه ۱۲۸۱ است.مرگ او رسما در روز ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ ثبت شده است. سن او در آن هنگام ۸۷ سال بود. تشییع جنازه وی با شرکت وسیع هوادارانش صورت گرفت و انعکاس جهانی زیادی داشت.فرزندان وی مصطفی، صدیقه، فریده، لطیفه، فهمیه، سعیده، و احمد هستند.

تبارنامه امام خمینی بر اساس مستندات،شواهد و خاطرات برادرش آیت الله پسندیده:

ریشه و تبار او به درستی معلوم نیست. در [۱] - المولد والنشأةاو را عرب تباری می دانند که نیاکانش از سرزمین های عربی به هندوستان کوچ داده شده اند. پیشوند سید در نام او که خود نیز به آن معترف بوده و در نامه های رسمی و غیر رسمی خود را با آن می نامیده است گواه عرب زاده بودن او است [۲].

برادر تنی وی آیت‌الله پسندیده در خاطراتش حضور نیاکانشان را در هند تأیید کرده است[۲] (محتوای این مطلب پیش‌تر نیز در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۵۶ به وسیله روزنامه اطلاعات، در دوران حکومت پهلوی چاپ شده بود):

سید روح‌الله خمینی

برای مقدمه می‌نگارم؛ با این که من سید مرتضی هندی سابق و پسندیده فعلی در نظر نداشتم و ندارم در عداد نویسندگان و یا گویندگان درآیم و در خودم صلاحیت و لیاقت مطلب نگاری را نیافته‌ام ولی بر حسب ضرورت و لزوم و شاید تکلیف الهی و شرعی موظف باشم مختصری از نسب نامه خودم و بالاخص برادر کوچک و گرامم حضرت امام خمینی مرجع عالی قدر تقلید اکثریت قاطع تشیع و رهبر عالی مقام مسلمین ایران و ممالک و ملل اسلامی و مستضعفین دنیا را تا آنجا که در نظر دارم و تماس داشته و با ادله قطعیه و شواهد موجود دریافته‌ام یا با قرائن و شواهد و همچنین امارات برایم ظن حاصل شده با توجه به مشهودات هشتاد و چند ساله و معلومات خاص خودم از قباله‌ها و مهرنامه‌ها و نوشته‌های موجود و اطلاعات و گفتارهای بزرگ ترهای فامیل و اقوام که در حافظه‌ام مانده بدون تعریف و تمجید یا تنفیذ و تکذیب و یا اغراق و طرفداری از اقوام و اقارب یا طرد و رد افراد ناموافق یعنی مخالفین و احیاناً دشمنان احتمالی و یا یقینی، از روی نهایت صحت و حقیقت برای ضبط در تاریخ بنویسم و خداوند را به شهادت می‌طلبم که علاقه و دوستی با اشخاص و یا کدورت و نقار با افراد و جماعت در احوال من سال‌های سال است تأثیر خلاف گویی را زدوده و با موافق و مخالف جز راه راستی و عدل و حق و انصاف طریق دیگری در پیش ندارم.

بر پایه اظهارات ادوارد ویلت، پدر بزرگ پدری وی سید احمد موسوی هندی، زاده روستای کینتور در منطقه بربنکی در ایالت اوتار پرادش उत्तर प्रदेश، هندوستان بود. [۳]

نظر دیگری نیز هست که عنوان می‌کند: جد او یکی از علمای نیشابور به نام «سیدمحمد» بود که به هندوستان رفت و در دهلی اقامت گزید. عمادالدین باقی در ویژه نامه مورخ ۱۲ خرداد ۸۴ روزنامه شرق گفته‌است:[۴]


ناگفته نگذاریم که چون در میان شیعیان، سنت شجره نویسی برای سادات مرسوم بوده و بدین وسیله سلسله نسب سادات تا رسیدن آنها به یکی از ائمه شیعه کم وبیش ثبت می‌شده‌است، سیادت حضرت امام از این نظر امتیازی محسوب می‌شد که راه گمانه زنی و شناخت در شجره نامه و خاندان ایشان را هموار می‌کرد.

یکی از روایات مذکور در این مورد چنین است که طبق نظر یکی از نسابیون در سال ۷۶۶ ه. ق کاروان کوچکی از طرف عارف بزرگ سیدعلی همدانی به سرپرستی سیدحیدر موسوی صفوی اردبیلی از ایران که آن زمان در شورش و جنگ و خون گرفتار بود عازم بود عازم کشمیر می‌شوند تا اسلام را تبلیغ کنند. سیدحیدر داماد و خواهرزاده میرسیدعلی همدانی بود که میرسیدعلی همدانی با ۱۷ واسطه از پدر و ۱۶ واسطه از مادر به امام حسین می‌رسد و این سید حیدر جد اعلای امام است... و اما روایتی که بیشتر از همه مشهور شده این است که سلسله نسب امام خمینی به میرحامدحسین می‌رسد. در زمان شاه سلطان حسین صفوی، یکی از علمای نیشابور به نام «سیدمحمد» به هندوستان رفت و در دهلی اقامت گزید. فرزندان وی در مناصب دولتی درآمدند و کم کم اهمیت پیدا کردند... سیداحمد چندی پس از شهادت پدرش دین علیشاه، از کشمیر به عتبات نجف و کربلا عزیمت کرد. شاید این سفر (در حدود سال‌های ۱۲۴۰ تا ۲۵۰ هجری قمری) به این منظور بوده که هم از خصومت‌ها در امان باشد و بتواند در آتیه جای خالی پدر را پر کند و هم تعالیم دین را بیاموزد. او به دلیل حافظه نیرومندی که داشته به سرعت به مقامات علمی والایی نائل می‌شود و از مراجع وقت نجف اجازه اجتهاد دریافت می‌کند. او در نجف با افراد مهاجر آشنا می‌شود که یکی از آنها فردی به نام یوسف خان است که اهل روستای «فرفهان» یا «فراهان» از توابع خمین بوده‌است.

توضیح نگارنده مطلب
چون دوستان اکثرا اتفاقات و رخدادهای انقلاب سیاه و ننگین۵۷ را بهتر از این حقیر میدانند لذا سعی کردم بیشتر به ذکر مطالبی بپردازم که کمتر درباره آن صحبت و برخی شاید همواره سانسور شده باشد.

برخی فعالیتهای سیاسی و برخورد با مخالفین:
پس از انقلاب ایران به فرمان سید روح‌الله خمینی، برای محاکمه مقامات نظام شاهنشاهی پهلوی، صادق خلخالی به عنوان حاکم شرع دادگاههای انقلاب منصوب شد[۱۹].

با دستور سید روح‌الله خمینی، در ۲۴ بهمن ۱۳۵۷ دادگاههای انقلاب مسئول محاکمه مسئولین اجرایی-امنیتی نظام پادشاهی گشتند و عدهٔ با رای این دادگاه در روزهای نخستین اعدام شدند. در پاسخ به سازمانها و نهادهای غربی حقوق بشر، سید روح‌الله خمینی اینگونه پاسخ داد: «اینها،متهم نیستند بلکه محکومند و باید به عنوان محاربه از روی زمین برداشته شوند.اصل این است که ما اینها را محاکمه نکنیم چون اینها محکومند.

وی در توجیه اعدام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ طی نامه‌ای چنین نوشت:

سید روح‌الله خمینی

از آنجا که منافقین خائن به هیچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه می‌گویند از روی حیله و نفاق آنهاست و به اقرار سران آنها از اسلام ارتداد پیدا کرده‌اند، با توجه به محارب بودن آنها و جنگ کلاسیک آنها در شمال و غرب و جنوب کشور با همکاری‌های حزب بعث عراق و نیز جاسوسی آنها برای صدام علیه ملت مسلمان ما و با توجه به ارتباط آنان با استکبار جهانی و ضربات ناجوانمردانهٔ آنان از ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی تاکنون، کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند، محارب و محکوم به اعدام می‌باشند.»[۲۱][۲۲][۲۳]

منابع:

پایگاه اطلاع‌رسانی امام خمینی(نقل مطالب این سایت با ذکر مأخذ مجاز است.)

صحیفه نور

روزنامه اطلاعات(آرشیو) 16 دی 1356

خاطرات آیت الله پسندیده(برادر آیت الله خمینی)

توضیح نویسنده:
مطالب درج شده عینا از ویکی پدیای فارسی و سایت آیت الله خمینی درج شده و همگی مستند و با ذکر مرجع میباشد.

سید روح‌الله خمینی


برچسبها:

جمعه ۱۷ اکتبر ۲۰۰۸


السلام علیک یا روح الله


کسیکه زوجه اى کمتر از نه سال دارد وطى (۱) او براى وى جایز نیست چه اینکه زوجه دائمى باشد، و چه منقطع ، و اما سایر کام گیریها از قبیل لمس بشهوت و آغوش گرفتن و تفخیذ (۲) اشکال ندارد هر چند شیرخواره باشد … - تحریرالوسیله آیت الله خمینی، جلد سوم، ترجمه آیت الله خامنه ای - منبع (۱- وطی یعنی آمیزش جنسی - منبع. ۲- تفخیذ یعنی مالیدن آلت جنسی به ران - منبع)

آیا این جواز انجام عمل جنسی با بچه هاست؟ آقای تشیعی میگه نه. “این حکم بعدا تغییر کرده” ایشون می گه. “اگر کسی به استناد این حکم بلایی سر بچه ای آورده باشه میشه آیت الله خمینی رو بدلیل دادن اجازه شرعی اینکار محاکمه کرد؟”
برای شنیدن فایل صوتی این گزارش
اینجا کلیک کنید.اگر به هر دلیلی موفق به شنیدن
فایل نشدید و آدرس مسدود و یا فیلتر شده بود
اینجا کیلک کنید.
تمام موارد و حکم درج شده با سند و منبع لینک شده است و میتوانید به منبع مراجعه
کنید...من که روم نمیشه اصلا حرفی بزنم قضاوت باشما

برچسبها:

دوشنبه ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۸

تجاوز به دختران باکره در زندانهای حکومت اسلامی!!!

با درود فراوان به دوستان گرامی و پوزش از این همه تاخیر در آپ شدن بلاگ مطلبی جالب و تاسف برانگیر که چندان هم جدید نیست از سایت هفت تیر براتون قرار دادم که خوندنش رو حتما توصیه میکنم مخصوصا به دوستان ذوب شده در ولایت...تجاوز به دختران باکره قبل از اعدام در اوایل انقلاب که هنوزم ادامه داره!

ذوب شدگان در ولایت

هفت تیر 7tir.com : چند روز پیش خاطره ای مبنی بر تجاوز به دختران باکره قبل از اعدام در اول انقلاب ، در سایت هفت تیر قرار گرفت . بعضی از خوانندگان که اطلاعات کمی در مورد برخورد های سالهای اول انقلاب با زندانیان و خاطرات مفصل روایت شده در این مورد داشتند با دیده شک و تردید به این مطلب نگریستند و در اصل موضوع تردید وارد کردند . امروز سند غیر قابل ردی از نامه قائم مقام رهبری به رهبر انقلاب در سال ۶۷ به دست من رسید که به وضوح به این موضوع اشاره می کند و تجاوز به دختران باکره در زندان های جمهوری اسلامی را تایید می کند . در این نامه که از سوی آیت الله منتظری در حول و حوش ماجراهای سال ۶۷ و کشتن بیش از ۴ هزار نفر از زندانیان سیاسی ، خطاب به آیت الله خمینی رهبر وقت انقلاب نوشته شد . آیت الله منتظری در قسمتهایی از نامه اینگونه می نویسند :

” آیا میدانید که جنایاتى در زندانهاى جمهورى اسلامى بنام اسلام در حال وقوعند که شبیه آن در رژیم منحوس شاه هرگز دیده نشد؟ آیا میدانید که تعداد زیادى از زندانیها تحت شکنجه توسط بازجویانشان کشته شده اند؟ آیا میدانید که در زندان (شهر) مشهد, حدود ۲۵ دختر بخاطر آنچه بر آنها رفته بود … مجبور به درآوردن تخمدان یا رحم شدند؟ آیا می دانید که در برخى زندانهاى جمهورى اسلامى دختران جوان به زور مورد تجاوز قرار میگیرند … “

در سندیت این نامه که در کتاب خاطرات آیت الله منتظری نیز آمده است هیچگونه شک و تردیدی وجود ندارد . آیت الله منتظری چندی بعد از این نامه و پس از ماجرای اعدام غیر قانونی هزاران زندانی سیاسی در زندان های جمهوری اسلامی از جانشینی آیت الله خمینی برای رهبری نظامی جمهوری اسلامی استعفا دادند و چند ماه بعد پس از فوت آیت الله خمینی آیت الله خامنه ای به رهبری نظام انتخاب شدند .
مطلب هفت تیر در مورد
تجاوز به دختران باکره ای که محکوم به اعدام شده بودند : دخترتون دیشب عروس شده اینهم مهریه اش

اگه لینکها فیلتر شده و قابل دسترسی نبود برای خواندن خاطره به ادامه مطلب مراجعه کنید.

برچسبها:

یکشنبه ۱۷ اوت ۲۰۰۸

طنز تلخ آخوندی

راوایان حکایت کنند که روزی آخوندی معده درد گرفته و به دکتر مراجعه کرد.دکتر پس از معاینه نسخه ای نوشت و به آخوند گفت اگر میخوای زودتر خوب بشی نیابد ترشی بخوری نیاید عرق بخوری نباید تریاک بکشی نباید غذای سفت بخوری نباید بالای منبر هم بروی!
آخوند از دکتر پرسید حالا چرا بالای منبر نباید برم؟؟؟!!دکتر جواب داد:میروی بالای منبر گوه زیاد میخوری برای معده ات خوب نیست!

دعای اتصال به اینترنت در جمهوری ولایت فقیه:

دعاي اتّصال به اينترنت في الهنگام شلوغية الّلهم اتصلنا الاينترنت،الّلهم اعتني کانکشن في دنيا والاخرت، انا نعوذبک من کلّه ويروس الخبيس الّلعين و الملعونيه و انّا نعوذبک من الديسکانکشن في الدنيا والاخره امين يا رب العالمين

هم زشت و هم جوادم .... بد تيپ و بد لباسم / گويم سخن فراوان.... با آنکه بي سوادم / تيغ و ژيلت ندارم ..... حموم رفته ز يادم / پايم دهد کمي بو...... من احمدي نژادم

برچسبها:

چهارشنبه ۶ اوت ۲۰۰۸

این هم یک نمونه دیگر از عدل اسلامی و عدالت مدل ولایت فقیه!!!



این هم یک نمونه دیگر از عدل اسلامی و عدالت مدل ولایت فقیه!!!
تصوير راي دادگاه انقلاب بر عليه حسن شماعي زاده و فرزندانش
اين مطلب عينا از وب سايت رسمي حسن شماعي زاده نقل شده است

من حسن شماعي زاده ، توجه ملت ايران را به دو راي دادگاه انقلاب اسلامي جلب ميكنم كه در مورد من ِ هنرمند صادر نموده اند و اموال فرزندان مرا به جرم گناه ناكرده پدرشان مصادره نموده اند.
در يك جمله آقاي نيري رييس دادگاه انقلاب گفته اند : شغل كثيف خوانندگي.
آقاي نيري، اگر من گناهي كرده ام، كه نكرده ام و شما مرا به جرم كار هنري محكوم نموده ايد.طبق كدام قانون فرزندان مرا مورد ظلم قرار داده ايد؟
نسبت دادن اين همه ظلم به خداوند كفر است.
گنه كرد در بلخ آهنگري به شوشتر زدند گردن مسگري
از مردم عزيز تقاضا دارم اين دو راي را حتما مطالعه كنند.
قسمتي از حكم :با توجه به شغل متهم (خوانندگي) قدر مسلم اموالش مخلوط به حرام ميباشد" و قسمت ديگري كه در يك جمله آقاي نيري رييس دادگاه انقلاب گفته اند : شغل كثيف خوانندگي.


اگر این دینه و این اسلامه و این حکم خداست پس ننگ بر اون خدایی که یک هنرمند باید چنین تاوانی رو برای هنرش پس بده و از اون بدترفرزندانش به کدام گناه باید محکوم بشن؟حسن شماعی زاده هنزمندیه که به گردن موسیقیایران و همچنین خیلی از خواننده های ما حق داره.آیا باید با اون چنین برخوردی کرد؟به نظر من کثیف شغل اون قاضی و حرام حکمیه که صادر کرده،این احکام نه فقط دربارهحسن شماعی زاده بلکه بسیاری از هموطنان ما به گناه ناکرده محکوم حکم الهی اینحرامیزادگان و ریاکارانه از خدا بی خبری شدند که به اسم اسلام و خدا و به اسم عدالتجان و مال و ناموسشان چپاول و غارت شده.ننگ بر شما.......
منبع :http://www.shamaizadeh.com/farsi/raidadgeh.htm

برچسبها: